نسرین ماهر-ورودی88

زمانی که نام نمایشگاه را دیدم به نظرم رسید عکسها درباره هر موضوعی که هست، عکاس در زمان وقوع آنها حضور داشته است و برای ما گزارش میدهد. اما نام شاهد عینی فقط به دلیل حضور عکاس درعکسهاست. پس عکس ها ثبت لحظه ای است بر اساس مطالعات و شنیده های یک عکاس. عکاس، شاهد عینی حوادث و لحظات نبوده است بلکه شاهدی عینی در زمان عکاسی است. پس می توان برای هریک از این اتفاقات تصاویر متفاوت دیگری نیز در نظر گرفت ، پس نام شاهد عینی برای این عکس ها نامناسب است.

این که چرا مرگ این افراد برای عکاسی انتخاب شده است، نمی توانم توجیهی برای ارتباط انها بیابم جز اینکه این افراد، افراد معمولی نبوده اند و هرکدام به نوبه خود  تاثیر گذار بوده اند.   

طول مدت زمانی تاریخی که عکاس برای انتخاب سوژه در نظر گرفته است بسیار زیاد است و عکس ها تفاوت زمانی بسیاری با هم دارند. مسلما در این مدت زمانی ، بسیار افراد دیگری نیز برای انتخاب وجود داشته اند، به این ترتیب باید هنگام انتخاب سوژه ها به دنبال زنجیره مستحکمی بود تا عکس ها از یکدیگر جدا نباشند و بتوان آن ها را به عنوان یک مجموعه ارائه داد.

در بعضی از عکس ها شاهد زمان مرگ و در بعضی دیگر شاهد زمان پس از مرگ هستیم و  افراد خانواده متوفی و یا دوستان وی بر سر جسدش دیده می شوند و یا حتی زمان تشیع جنازه متوفی است، بدین ترتیب نمی توان ادعا کرد که هدف از عکس ها نمایش علت مرگ این افراد بوده است تا از این طریق بتوان زنجیری هرچند باریک برای ارتباط آن ها پیدا کرد. .

 به نظر می رسد، در دنیای امروزی با وجود رسانه هایی که هرروز تصاویر و اخباری از مرگ آدم ها نمایش می دهند، این عکس ها زیاد درخور توجه نباشد مگر آن که عکاس موفق به نشان دادن هدفش از انتخاب چنین ایده ای شده باشد. البته در بعضی از عکس ها نشانه ای از کشته شدن نیست . مرگ در اثر سانحه  بوده است و یا بیماری که وجود این عکس ها نیز در این مجموعه درخور توجه است. در بعضی از عکس ها ، صحنه ها به گونه است که می توان آن صحنه را برای بسیار ی از افراد متصور شد، و بدون خواندن عنوان عکس نمی توان پی برد که این عکس مربوط به چه کسی است، مانند عکس مهدی باکری.

حضورعکاس در بعضی از عکس ها بگونه ای است که از مرگ شخص مورد نظر، متاثر است و عکاس واکنش نشان می دهد(دکتر شریعتی) اما در یک سری عکس ها وی فقط یک تماشاگر است  و واکنشی از عکاس نمی بینیم(میرزاده عشقی).