محمد موحدنژاد-ورودی89

اشیا غریبند یک فتوسیکونس 9 فریمی از دوان مایکلز امریکای مربوط به سال 1973 است.9فریمی که به شکل یک حلقه هستند.از فریم اول دوربین به عقب آمدن دوربین شروع میشود و هر بار در هر قاب دید بیننده بازتر میشود و به درکی جدید میرسد ،ونهایتا در فریم آخر تصویر اول تکرار میشود.

درنگاه اول این مجموعه یک حلقه را در ذهن تداعی میکند ولی با نگاهی دقیق تر میتوان جدایی فریم اول از دیگر فریم هارا دریافت.توضیح بیشتر اینکه:اگرازفریم آخربه عقب برگردیم درهرفریم کادرتصویربسته وبسته تر می شود و به سمت  قاب بالای روشویی می رود و روی آن بسته می شود و درون آن وارد می شود ، سپس روی کتاب  و بعد روی تصویر مرد در حمام می رود  و پس از بسته شدن روی پاهای مرد در فریم دوم امکان ورود به فریم اول با این حربه (بسته شدن بیشتر کادر) وجود ندارد.نمی دانم تا چه اندازه این موضوع می تواند در تفسیر این مجموعه مفید باشد ، شاید همین که این حلقه فرضی در جایی ترک بردارد تا اندازه ای از جذابیت کار مایکلز کم کند و شاید هم ...

باعبور از هر فریم به فریم دیگر بیننده دچار نوعی شک همراه با هیجانی برای دیدن ادامه مجموعه می شود این شک در بعضی فریم ها با قوت بیشتر و در بعضی باقوت کمتر به بیننده وارد می شود در نگاه به فریم اول همانطور که گفته شد بافضای یک حمام ( مربوط به قشر مرفه) روبروییم که در بالای روشویی حمام یک قاب ( یک آینه ) نصب شده که اندازه کوچکش آن را از مرکز توجه دور می کند ، در فریم دوم با وارد شدن پاهای پر از موی یک مرد در اندازه ای خیلی بزرگتر از معمول شک اول وارد می شود. در فریم بعدی مشخص می شود وسایل داخل حمام کوچکتر از حد معمول بوده اند و پاهای مرد اندازه ای معمول دا شته اند ، اینجاست که متوجه قضاوت زود هنگام خود می شویم ( حمام کوچک بوده وپاها نرمال) قاب چهارم کل آن چیزی که دیده بودیم  را عکسی چاپ شده در یک کتاب در دست یک مرد نشان میدهد و در فریم پنجم و ششم دوربین عقب می رود و ابتده مرد مشخص می شود وبعد مرد به شکل تمام قد در کوچه ای تاریک دیده می شود که کتاب رابردست گرفته و به آن نگاه می کند در فریم هفتم باعوض شدن فضا یک شک دیگر وارد میشود و مرد وفضای کوچه در یک  کادر محصور می شوند.در فریم هشتم با آشکار شدن قسمتی از روشویی بیننده بیش از پیش هیجان زده می شود( که در فریم بعدی چه خواهد دید؟) و تا اندازه ای از حقه زیرکانه عکاس بو می برد و فریم آخر آب پاکی را روی دست بیننده می ریزد ، نیشخند بیننده ! و بیشتر از آن پوزخند ( شاید تمسخر آمیز) عکاس،من که خنده اش را می بینیم ، تازه اینجاست که به فریم اول باز می گردیم و یک بار دیگر موشکافانه به قاب بالای روشویی نگاه می کنیم.روایت کردن نوعی پوچی و به سخره گرفتن مخاطب همان پوزخند مایکلز به بیننده است...

نمیتوان فریم ها را دقیقا حاصل از عقب رفتن یا زوم یک دوربین از یک عکس واحد دانست و قطعا هدف عکاس هم القای این حس نبوده چرا که مثلا در فریم چهارم وپنجم جای شست مرد عوض می شود .


مجموعه "اشیاء غریبه اند" اثر دون مایکل

http://www.reframingphotography.com/content/duane-michals