نقد ساختارگرا بر مجموعه"دومینو" اثر علی ناجیان و رامیار منوچهرزاده
انسان است... باداشتن تجربه هایی متفاوت از حضور انسانیش درزمین... وشایدجنگ تلخترین تجربه ها
دومینو، نمایشگاهی باعکسهایی متفاوت همان اتفاق نابی است که در این آشفته روزهای عکاسی آدمی را به تأمل وامیدارد. چه برای آنهایی که جنگ تجربهی هرروزشان بود، چه برای نسل سوم پس ازجنگ و یا حتی آنهایی که جنگ رافقط شنیدهاند، دومینو روایتی نو خواهد بود. تصور نمایشگاه عکسهایی دربارهی جنگ، درنگاه اول عکسهایی تأسف بار از دردهای انسانی ومصیبتها خواهد بود. اما درواقع عکسهای پیش رو عکسهای جنگ نیستند، بلکه بازسازی معاصرموقعیتهای انسانی هستندکه همزمان باجنگ پدید میآیند. هرعکس همچون قطعههای دومینو یکی پس از دیگری از منظرچشمان ماعبورمیکنند و با نمایش هرکدام مفهومی درذهن شکل میگیرد تا با رسیدن به عکس پایانی این پازل معنایی درک میشود.
عکس اول... تصویر خانمهایی درآشپزخانه... هراسان... دختربچهای درپیشزمینه با مشت گرهکرده... برچسبهای ضربدر روی شیشهی آشپزخانه درپسزمینه... نشانههایی معنادار در کنار هم آمدهاند تا اولین عکسالعملها نسبت به جنگ را روایت کنند. درعکس دوم... مرد دلال آثارهنری که دراین بحبوحه فرصت را غنیمت شمرده و به تجارتی ناهنجار و البته سودمند روی آورده است. این را دلارهای روی میز، آثارهنری بستهبندیشدهی پشت سرش،کراوات، روزنامه و سیگاردر دستش میگوید. از نگاه پرسودایش رضایتمندی ههویداست.
روایتها معاصرند... زبان عکسها زنده است... گویی درجایی نامشخص از ذهن سیالمان آنهارا تجربه کردهایم،دیدهایم. این عکسها بدون نشانهها، بیمعنی مینمود.
مردی میانسال باچهرهای انقلابی نشسته برصندلی مغازهای که به کافیشاپهای امروزی میماند... نگاه ملتهبش به پیشزمینه، جایی که دخترش(پشت به دوربین) با لباس مدرسه ایستاده است. هواپیمای اسباب بازی به دست گرفته... شاید به این معنا که پدرخلبانش بعدازسفرکاری طولانی مدت برگشته و سوغاتی دخترش را فراموش نکرده است. آنچه از عکس خوانده میشود نگاه پرسشگرجوان پشت پیشخوان است... فردا چه خواهدشد...؟؟
عکس پایانی... مردی پا به سن گذاشته در ناکجاآباد... جایی میان زمین و هوا... فضای غبارآلود... بوی دود... سوزاندن خورده باقیماندههای زندگیش... گویی سوزاندن خاطرات ... خاطرات انسانهایی که تا دیروز همسفرهاش بودند... سپردن یادشان به باد. پایان راه...
اگر به جای این عکس پیرمردی را میدیدیم نشسته روی چمدان، باساکهایی انباشته درکنارش، درکنارجادهای بی سرانجام... تاچه حد میتوانست موفق باشد؟
نکتهی قابل توجه وجه دوگانگی است که دراجزای ترکیب نمایان است. صحبت ازجنگ است... اما بعضی نشانهها معاصرند... ماشین وانت بار پلاک تهران 55...کوله پشتی صورتی دختربچهای با یونیفورم مدارس امروزی... و البته عکس باربی روی کوله...! فرهنگ لغات انگلیسی چاپ 2013... تبلت... حضور نشانههای معاصر درکنارغسالخانهی سنتی... تلویزیون 14اینچ سیاه و سفید.. استفادهی هوشمندانه از ابزار و ادوات امروزی هر یک جنبهای نمادین یافته است.
این تقابل چگونه قابل توجیه است؟گذشته... معاصر... گویی گذشته همین امروز ماست...گذشته درکنار آینده روایت میشود. گویی جنگ درهمین لحظه جاریست... راویان ازآینده میآیند.... .
اگر به جای این اشیا ازهمان وسایل مورد استفادهی مردم سی سال پیش استفاده میشد، عکسها تنها یادآوری خاطرات بود، آن هم برای کسی که آن دوران را از نزدیک تجربه کرده باشد. اما این استفادهی آگاهانه، به برداشت ما از آثارجهت میدهد. جهتی که هم راستا بانیت مؤلف است. بازسازی موقعیتهای انسانی کمتردیده شده در زمان جنگ. بازسازی ترسهای گذشته و ترس از آیندهی پیش رو. این شیوهی عکاسی ما را به تماشای دقیق عکسها دعوت میکند.
وقتی عکسهای دومینو را درکنار عکسهای نمایشگاه به روایت یک شاهد عینی (آزاده اخلاقی) میبینم مقابلهی وجه طبیعی بودن و تصنع را میبینم. درعکسهای آزاده اخلاقی تصنعی بودن حالت بازیگران و حتی ژستی که خود هنرمند درعکسها به خود گرفته است آدمی را از حس تأسفبار حادثهی درحال وقوع دور میکند. درست است که شیوهی عکاسی ، عکاسی صحنهآراییشده است اما همین صحنهآراییها باید باورپذیر باشند. این درحالی است که بازیگران دومینو در هر فریم درجایی مشخص و با وظایفی تعریف شده قرار گرفتهاند.
ساختار ترکیب مستحکم است. مجموعهی عکسها همچون دانههای زنجیر به هم متصلاند. جای خالیشان را نمیتوان پرکرد. هرکدام که نباشند، معنا گسیخته میشود. ترتیب قرارگیری عکسها بسیار مهم است، زیراهر یک سهمی در روایت دارند. عکسهایی با قطع مربع 80*80 سانتیمتر، قاب شده بر دیوار باحاشیهای مشکی، گویی از دل تاریکیها برآمدهاند. عکسها بدون عنواناند، اما این لطمهای به دریافت مفهوم آثار نمیزند، چراکه معنا در این مجموعه با کنار هم قرارگرفتن عکسها قابل دریافت است.
آنچه قابل توجه مینماید نحوهی بکارگیری رسانهی عکاسی توسط این دو هنرمنداست. چگونگی استفاده از عناصر درترکیب از توانایی فنی عکاسان و اعتقادراسخی که به شیوهی عکاسیشان دارند خبر میدهد. آنها با شناخت بنیادین شیوهی مورد استفادهشان و بهکارگیری المانهای مورد نیاز به شیوهی صحنهپردازیشده دست به باسازی زدند و آنچه در ذهن داشتند به نمود عینیش بدل ساختند.
لینک عکس های مجموعه "دومینو" :
http://silkroadartgallery.com/?ali-and-ramyar
تجزیه و تحلیل و نقد نمایشگاه های عکس توسط دانشجویان رشته عکاسی دانشگاه هنر اصفهان