ویلیام کلاین(معرفی)
عکاسی خیابانی، از شاخههای اصلی عکاسی است که سوژهی این نوع عکاسی، زندگی روزمرهی مردم است. مردمی که هر روز از پیادهرو عبور میکنند، پشت چراغ قرمز میایستند، یا روی صندلی پارک نشستهاند و... . اما کاری که عکاس خیابانی انجام میدهد - مثل سایر شاخههای عکاسی - دیدن این روزمرگی از زاویهای دیگر است. هرچند عکاسی خیابانی شاخهای از عکاسی مستند است، اما با هم متفاوتند. چرا که هدف اصلی عکاسی خیابانی به تصویر کشیدن مردم است و نه پوشش یک اتفاق. همه ما هر روز در خیابانها شاهد اتفاقات تکراری هستیم که اغلب، ساده از کنار آن میگذریم، اما عکاس خیابانی به این عادتها، با نگاهی عمیق و کنجکاوانه برخورد میکند. در عکسهای خیابانی، ما با زندگی طبیعی مردم آشنا میشویم؛ چرا که سوژه اغلب متوجه عکاس نیست و همه اتفاقاتی که در کادر به نمایش در میآید واقعی است.
عكاسی خیابانی مستلزم نزدیك شدن به مردم است، غالبا خیلی نزدیك. برای این كه در چنین شرایط عكاسی موفق باشیم باید در صحنه باشیم، جزئی از آن، نه یك ناظر دور، و این بدان معنی است كه با لنز واید عكاسی کنیم، لنزی كه حداكثر 50 م.م. باشد. با یك لنز زاویه باز ما یك شریك در صحنه هستیم و با تله فتو در بهترین حالت یك ناظر و در بدترین حالت یك فضول محسوب میشویم.
عكاسی به این طریق به معنی وارد شدن در حریم خصوصی معمول مردم است. به همین خاطر مكانهایی مانند خیابانهای شلوغ شهرهای بزرگ، میان راهها، كارناوالها، رژهها و نظایر آن مكانهای مناسبی برای این نوع عكاسی هستند. عكاسي خياباني، سبكي كاملا شخصي است و رابطهی مستقيمي با سليقهی افراد دارد. براي رسيدن به نتيجهاي راضي كننده، بايد تمامي قوانين، بايد ها و نبايد ها را رها كنيم. بايد عاشق مردم باشيم؛ عكاسي خياباني نوعي هم فكري و احساس همدردي با مردم است. حتي اگر از تنهايي مردم عكاسي كنيم، ماهيت عكاسي مستند اجتماعي، نشان دادن شرايط و وضعيت جامعه است.
وقتي كه به صورت مستند در خيابانها عكاسي ميكنيم، ميخواهيم به نوعي دربارهی وضعيت جامعه توضيح دهيم؛ همچون يك نويسنده يا روزنامهنگار بايد شرايط را تفسير كنيم و اين مسأله است كه مسئوليت بسيار مهمي را به عهدهی ما ميگذارد. عكاسي خياباني بسيار ساده است، در واقع دليل سخت بودن اين كار سادگي آن است! اين نوع عكاسي بسيار ساده است، بخاطر اين كه ما مي توانيم سوژههايمان را در هر جايي بيابيم و نيازي نيست كه فاصلهی زيادي را براي بدست آوردن عكسي فوق العاده طي كنيم. زندگي روزمره، چيزهاي معمولي، در كل همه چيز ميتواند براي عكاس مهم باشد و او را براي عكاسي كردن سر شوق بياورد.
تصاوير اين عكاسان، قبل از فشردن دكمهی شاتر دوربين، درست در لحظهاي كه سوژه را مشاهده ميكنند، در ذهنشان نقش ميبندد. عكاسي مستند اجتماعي- خياباني، تعريفي از "ديدن و واكنش نشان دادن" است. "ديدن" بخش مهم براي شروع اين جريان است. چگونگي وضعيت نور، شكل ها، پس زمينه و پيش زمينه، حركات و انسانها، بخش مهم ديگر را در كسري از ثانيه شكل مي دهد. امتیازی که اینگونه عکسها دارند زنده بودن و واقعی بودن اتفاقات ثبت شده است که از این لحاظ میتوانند مرجعی برای ارزیابی از موقعیت خاص اجتماعی یک محیط، در یک زمان خاص باشند.
گاه عکاس خیابانی در انتخاب سوژههای خود، موضوع خاصی در نظر دارد که بر اساس آن جستجو کرده و کادرهای مرتبط را می یابد، در اینگونه موارد عکاسی خیابانی جنبه مستندسازی پیدا کرده و مجموعه عکسها اطلاعاتی در مورد یک موضوع خاص، در زمان و مکان خاص بدست میدهند. در واقع داشتن موضوع و هدف خاص وجه تمایز عکاسی خیابانی با عکاسی مستند است.
نکته دیگری که باید ذکر گردد این است که سوژهها در این شاخه از عکاسی بسیار متنوع بوده و میتوانند زنده و یا غیر زنده باشند. در واقع گسترهی ارادهی عکاسی برای انتخاب سوژه بسیار وسیع است. علیرغم برخی شاخههای دیگر عکــاسی مثل پرتره که فقط با عکـــاسی از پزهای انسانی میپردازد و یا عکاسی از شیء یافت شده که به دنبال سوژههای غیر زنده است، عکاسی خیابانی در انتخاب سوژه هیچ محدودیتی ندارد و در واقع تنها عامل محدود کننده محل عکاسی است که باید در محیطهای اجتماعی و در میان مردم باشد.
در واقع این شاخه از عکاسی آیینهای است در برابر مردم که گاهی نیز با شوخ طبعی و یا لحنی طعنهآمیز پیامهای سیاسی و یا اجتماعی را منتقل میکند که در چنین شرایطی به عکاسی مستند نزدیک میشود. سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ نقطه اوج و شکوفایی تاریخ عکاسی خیابانی است.
یکی ازشاخصترین عکاسان معاصردر زمینهی عکاسی خیابانی «ویلیام کلاین» عکاس امریکایی است. وی متولد ۱۹ آپریل ۱۹۲۸ در نیویورک آمریکا است. وی عکاس، فیلمبردار، نقاش و نویسنده است. تصاویر ساکن او بر پایه بینشی فیلمسازانه عکاسی شده اند. «نورمن هال» سردبیر مجله "عکاسی" لندن که در سال ۱۹۶۱ کتاب "نیویورک" کلاین را به چاپ رساند، در مورد ویلیام کلاین چنین نوشت: دید او مشوش کننده بود و آنچه را که میدید به روشی تنش زا، تمسخرآمیز و فوق العاده واقعی ثبت میکرد. با تأمل درعکسهایی که وی درنزدیکترین حالت به مردم گرفته است بیواسطگی را به وضوح مییابیم. دردوران معاصر عکاسان زیادی هستند که به عکاسی خیابانی روی آوردهاند: اریک کیم Eric Kim، کلود رنات Claude Renalt ، مارکوس هرتلMarkus Hartel، توماس لتاردThomas Leuthard، مت اسمارت Matt Stuart، یورگن بورگین Jurgen Burgin و.... .
البته در این میان نام عکاسان سرشناسی ازجمله «بروس گیلدنBruce Gilden » و «جوئل میروویتزjoel meyerowitz »را نباید فراموش کنیم. استادانی که باتسلط کامل برلحظههای تکرارنشدنیای که در فضاهای عمومی شاهد آن بودند و ثبت این وقایع راه را برای عکاسان جوانتر هموار کردند. توجه به عنصر پیشزمینه، آگاهی ازحادثهی درحال وقوع و ثبت دقیق آن، گاها تجمعهای انسانی روبروی لنزکه درپارهای موار دبه بیقوارگی پیکرههای انسانی میانجامید، ازویژگیهای بارز آثار این دسته از هنرمندان است. هریک ازاین هنرمندان با آگاهی از ویژگیهای شاخص عکاسی خیابانی و با بهرهمندی از ذهنیت مخصوص به خود به این شاخه ازعکاسی روی آوردهاند.
اما آنچه ویلیام کلاین را از سایر عکاسان متمایز میکند بینشی است که وی دنبال میکند و در آثارش مشهود است. این عکاس 85ساله به سوژههایش نزدیک میشود و نه تنها از آنها عکاسی کرده بلکه آنها را به سمت ایدهای که قبل از عکاسی در ذهنش شکل گرفته سوق میدهد. این مهم، شاید به این دلیل رخ میدهد که کلاین در کنار عکاسی، فیلمسازی برجسته است و بینش فیلمسازانهی خود را وارد عکاسی کرده است. این امکان وجود دارد که وی برای به کمال رساندن ایدههای خود به فیلمسازی روی آورده است. چراکه در هنر فیلمسازی کلاین به عنوان کارگردان این قدرت را دارد که همهی عوامل موثر در ساخت اثرش راکنترل کند. کاری که در عکسهایش به دنبال آن است. با اینکه درعکاسی خیابانی همه چیز غیرقابل پیشبینی است، اما وی سعی دارد سوژههایش را کنترل نماید تا جاییکه برخی منتقدین معتقدند عکسهای وی شکلی از عکاسی مداست، با این تفاوت که در لوکیشنهای عمومی اجراشده است. نقطهی اوج این ماجرا را در تک عکسی از کلاین میبینیم. جایی درخیابان که نشانگر یک پیادهرو است و شاهد عبور مردم عادی از آن هستیم. ولی آنچه توجه ما را به خود جلب میکند حضور دو زن با لباسی متفاوت درمیان ازدحام جمعیت است. این دوزن با پوشیدن لباسهایی به رنگهای متضاد سیاه و سفید که گویی بازسازی بصری از طرح پیاده رو است به شکلی حیرت انگیز خودنمایی میکنند. گویی هدف قرارگرفتن آنها وسط خیابان چیزی جز عکاسی مدنیست. این دوزن در همان نگاه اول به عکس دیده میشوند و این چیزی است که من درسلف پرترههایم به دنبال آن هستم.
تجزیه و تحلیل و نقد نمایشگاه های عکس توسط دانشجویان رشته عکاسی دانشگاه هنر اصفهان