زهرا پرست وند-ورودی88   

عکاسی خیابانی، از شاخه‌های اصلی عکاسی ‌است که سوژه­ی این نوع عکاسی، زندگی روزمره­ی مردم است. مردمی که هر روز از پیاده­رو عبور می‌کنند، پشت چراغ قرمز می‌ایستند، یا روی صندلی پارک نشسته‌اند و... . اما کاری که عکاس خیابانی انجام می‌دهد - مثل سایر شاخه‌های عکاسی - دیدن این روزمرگی از زاویه‌ای دیگر است. هرچند عکاسی خیابانی شاخه‌ای از عکاسی مستند است، اما با هم متفاوتند. چرا که هدف اصلی عکاسی خیابانی به تصویر کشیدن مردم است و نه پوشش یک اتفاق. همه ما هر روز در خیابان‌ها شاهد اتفاقات تکراری هستیم که اغلب، ساده از کنار آن می‌گذریم، اما عکاس خیابانی به این عادت‌ها، با نگاهی عمیق و کنجکاوانه برخورد می‌کند. در عکس‌‌های خیابانی، ما با زندگی طبیعی مردم آشنا می‌شویم؛ چرا که سوژه اغلب متوجه عکاس نیست و همه اتفاقاتی که در کادر به نمایش در می‌آید واقعی است.

عكاسی خیابانی مستلزم نزدیك شدن به مردم است، غالبا خیلی نزدیك. برای این كه در چنین شرایط عكاسی موفق باشیم باید در صحنه باشیم، جزئی از آن، نه یك ناظر دور، و این بدان معنی است كه با لنز واید عكاسی کنیم، لنزی كه حداكثر 50 م.م. باشد. با یك لنز زاویه باز ما یك شریك در صحنه هستیم و با تله فتو در بهترین حالت یك ناظر و در بدترین حالت یك فضول محسوب می‌شویم.

عكاسی به این طریق به معنی وارد شدن در حریم خصوصی معمول مردم است. به همین خاطر مكان­هایی مانند خیابان­های شلوغ شهرهای بزرگ، میان راه­ها، كارناوال­ها، رژه‌ها و نظایر آن مكان‌های مناسبی برای این نوع عكاسی هستند. عكاسي خياباني، سبكي كاملا شخصي است و رابطه­ی مستقيمي با سليقه­ی افراد دارد. براي رسيدن به نتيجه­اي راضي كننده، بايد تمامي قوانين، بايد ها و نبايد ها را رها كنيم. بايد عاشق مردم باشيم؛ عكاسي خياباني نوعي هم فكري و احساس همدردي با مردم است. حتي اگر از تنهايي مردم عكاسي كنيم، ماهيت عكاسي مستند اجتماعي، نشان دادن شرايط و وضعيت جامعه است.

وقتي كه به صورت مستند در خيابان­ها عكاسي مي­كنيم، مي­خواهيم به نوعي درباره­ی وضعيت جامعه توضيح دهيم؛ هم­چون يك نويسنده يا روزنامه­نگار بايد شرايط را تفسير كنيم و اين مسأله است كه مسئوليت بسيار مهمي را به عهده­ی ما مي­گذارد. عكاسي خياباني بسيار ساده است، در واقع دليل سخت بودن اين كار سادگي آن است! اين نوع عكاسي بسيار ساده است، بخاطر اين كه ما مي توانيم سوژه­هايمان را در هر جايي بيابيم و نيازي نيست كه فاصله­ی زيادي را براي بدست آوردن عكسي فوق العاده طي كنيم. زندگي روزمره، چيزهاي معمولي، در كل همه چيز مي­تواند براي عكاس مهم باشد و او را براي عكاسي كردن سر شوق بياورد.

تصاوير اين عكاسان، قبل از فشردن دكمه­ی شاتر دوربين، درست در لحظه­اي كه سوژه را مشاهده مي­كنند، در ذهنشان نقش مي­بندد. عكاسي مستند اجتماعي- خياباني، تعريفي از "ديدن و واكنش نشان دادن" است. "ديدن" بخش مهم براي شروع اين جريان است. چگونگي وضعيت نور، شكل ها، پس زمينه و پيش زمينه، حركات و انسان­ها، بخش مهم ديگر را در كسري از ثانيه شكل مي دهد. امتیازی که این­گونه عکس­ها دارند زنده بودن و واقعی بودن اتفاقات ثبت شده است که از این لحاظ می­توانند مرجعی برای ارزیابی از موقعیت خاص اجتماعی یک محیط، در یک زمان خاص باشند.

گاه عکاس خیابانی در انتخاب سوژه­های خود، موضوع خاصی در نظر دارد که بر اساس آن جستجو کرده و کادرهای مرتبط را می یابد، در این­گونه موارد عکاسی خیابانی جنبه مستندسازی پیدا کرده و مجموعه عکس­ها اطلاعاتی در مورد یک موضوع خاص، در زمان و مکان خاص بدست می­دهند. در واقع داشتن موضوع و هدف خاص وجه تمایز عکاسی خیابانی با عکاسی مستند است.

نکته دیگری که باید ذکر گردد این است که سوژه­ها در این شاخه از عکاسی بسیار متنوع بوده و می­توانند زنده و یا غیر زنده باشند. در واقع گستره­ی اراده­ی عکاسی برای انتخاب سوژه بسیار وسیع است. علیرغم برخی شاخه­های دیگر عکــاسی مثل پرتره که فقط با عکـــاسی از پزهای انسانی می­پردازد و یا عکاسی از شیء یافت شده که به دنبال سوژه­های غیر زنده است، عکاسی خیابانی در انتخاب سوژه هیچ محدودیتی ندارد و در واقع تنها عامل محدود کننده محل عکاسی است که باید در محیط­های اجتماعی و در میان مردم باشد.

در واقع این شاخه از عکاسی آیینه‌ای است در برابر مردم که گاهی نیز با شوخ طبعی و یا لحنی طعنه‌آمیز پیام‌های سیاسی و یا اجتماعی را منتقل می‌کند که در چنین شرایطی به عکاسی مستند نزدیک می‌شود. سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ نقطه اوج و شکوفایی تاریخ عکاسی خیابانی است.

یکی ازشاخص­ترین عکاسان معاصردر زمینه­ی عکاسی خیابانی «ویلیام کلاین» عکاس امریکایی است. وی متولد ۱۹ آپریل ۱۹۲۸ در نیویورک آمریکا است. وی عکاس، فیلمبردار، نقاش و نویسنده است. تصاویر ساکن او بر پایه بینشی فیلم­سازانه عکاسی شده اند. «نورمن هال» سردبیر مجله "عکاسی" لندن که در سال ۱۹۶۱ کتاب "نیویورک" کلاین را به چاپ رساند، در مورد ویلیام کلاین چنین نوشت: دید او مشوش کننده بود و آنچه را که می­دید به روشی تنش زا، تمسخرآمیز و فوق العاده واقعی ثبت میکرد. با تأمل درعکس­هایی که وی درنزدیک­ترین حالت به مردم گرفته است بی­واسطگی را به وضوح می­یابیم. دردوران معاصر عکاسان زیادی هستند که به عکاسی خیابانی روی آورده­اند: اریک کیم Eric Kim، کلود رنات Claude Renalt ، مارکوس هرتلMarkus Hartel، توماس لتاردThomas Leuthard، مت اسمارت Matt Stuart، یورگن بورگین Jurgen Burgin و.... .

البته در این میان نام عکاسان سرشناسی ازجمله «بروس گیلدنBruce Gilden » و «جوئل میروویتزjoel meyerowitz »را نباید فراموش کنیم. استادانی که باتسلط کامل برلحظه­های تکرارنشدنی­ای که در فضاهای عمومی شاهد آن بودند و ثبت این وقایع راه را برای عکاسان جوان­تر هموار کردند. توجه به عنصر پیشزمینه، آگاهی ازحادثه­ی درحال وقوع و ثبت دقیق آن، گاها تجمع­های انسانی روبروی لنزکه درپاره­ای موار دبه بیقوارگی پیکره­های انسانی می­انجامید، ازویژگی­های بارز آثار این دسته از هنرمندان است. هریک ازاین هنرمندان با آگاهی از ویژگی­های شاخص عکاسی خیابانی و با بهره­مندی از ذهنیت مخصوص به خود به این شاخه ازعکاسی روی آورده­اند.

اما آنچه ویلیام کلاین را از سایر عکاسان متمایز می­کند بینشی است که وی دنبال می­کند و در آثارش مشهود است. این عکاس 85ساله به سوژه­هایش نزدیک می­شود و نه تنها از آن­ها عکاسی کرده بلکه آن­ها را به سمت ایده­ای که قبل از عکاسی در ذهنش شکل گرفته سوق می­دهد. این مهم، شاید به این دلیل رخ می­دهد که کلاین در کنار عکاسی، فیلمسازی برجسته است و بینش فیلمسازانه­ی خود را وارد عکاسی کرده است. این امکان وجود دارد که وی برای به کمال رساندن ایده­های خود به فیلمسازی روی آورده است. چراکه در هنر فیلمسازی کلاین به عنوان کارگردان این قدرت را دارد که همه­ی عوامل موثر در ساخت اثرش راکنترل کند. کاری که در عکس­هایش به دنبال آن است. با اینکه درعکاسی خیابانی همه چیز غیرقابل پیش­بینی است، اما وی سعی دارد سوژه­هایش را کنترل نماید تا جایی­که برخی منتقدین معتقدند عکس­های وی شکلی از عکاسی مداست، با این تفاوت که در لوکیشن­های عمومی اجراشده است. نقطه­ی اوج این ماجرا را در تک عکسی از کلاین می­بینیم. جایی درخیابان که نشانگر یک پیاده­رو است و شاهد عبور مردم عادی از آن هستیم. ولی آنچه توجه ما را به خود جلب می­کند حضور دو زن با لباسی متفاوت درمیان ازدحام جمعیت است. این دوزن با پوشیدن لباس­هایی به رنگ­های متضاد سیاه و سفید که گویی بازسازی بصری از طرح پیاده رو است به شکلی حیرت انگیز خودنمایی می­کنند. گویی هدف قرارگرفتن آن­ها وسط خیابان چیزی جز عکاسی مدنیست. این دوزن در همان نگاه اول به عکس دیده می­شوند و این چیزی است که من درسلف پرتره­هایم به دنبال آن هستم.