نجمه نائب زاده-رودی88

اینجا گالری محسن نیست، راه ابریشم است همانجایی که گوهر دشتی و علیرضا فانی آثارشان را به نمایش گذاشتند.

تقریباً نصف سالن پُر است، راه ابریشم امشب در قُرق استاد سوری است. با هر بالا و پایینی بود قابِ عکس های مربع را دیدم، این دو عکاس ساختار و قالبی برای نمایش نداشتند، از هر کجای نمایشگاه می شد کارها را شروع به دیدن کرد، همانطور که ترتیب چیدن عکس ها در نمایشگاه با فایل دی وی دی پخش شده از آثارشان متفاوت است. آقایان رامیار منوچهرزاده و علی ناجیان در سالن حضور دارند. با حرف آقای ناجیان سریع دوربینم را داخل کیفم گذاشتم. بحث بین آقای سوری و دانشجویانش در مورد نقد و گالری بالا گرفت، این مسئله که در نمایشگاه ها نمی توان همه ی پروژه ها را نمایش داد بیان می شود و آقای سوری می­گویند بعضی از نمایشگاه ها فقط برای اعلام حضور است. اعلام حضور به چه معنا، من دیگر نمی دانم. از نظر من حضور باید مفید باشد وگرنه حضور بی اثر چه دردی را دوا می کند.

 با دقیق شدن به عکس­ها تازه می فهمم چه بساطی پهن است، هر قابی یک سازی میزند: نذری، شربت آلبالو، اودون، تبلت، دلار. این عکس­های مستند چیزی برای نمایش ندارد جز مراحل ساخت شربت آلبالو که برای اولین بار است من در نمایشگاه می­بینم.

 اینجا مانند حضور در مکانی است که این دو عکاس بعد از گذشت زمان طولانی به مخاطبانشان می­گویند غذا حاضر است بفرمایید شام. مگر می­توان عکس ها را به زورِ موسیقی و متن به ذهن بیننده فرو کرد. فکر نمی­کنم موسیقی­ای را که نشنیدم هم می­توانست به من کمکی بکند برای مجموعه دیدن این عکس­ها.

استفاده ی صِرف از موبایل و تبلت کافی نیست تا به قول آقای ناجیان آینده­ی خیلی نزدیک را به نمایش درآورند. در این عکس­ها مردمی را نمایش می دهند که میان دو جنگ قرار گرفته اند، جنگی که تمام شده و جنگی که قرار است اتفاق بیفتد اگر مردم ما این چنین باشند می­توان حدس زد که با چه شدتی خواهیم باخت. در این عکس­ها هیچ مردی دیده نمی­شود برای اعلام آمادگی در جنگ بعدی، همه چیز از بین رفته است. این دو نفر امیدی به آینده ی نزدیکشان ندارند در صورتی که من می­گویم همین افرادی که اعلام حضور می­کنند باید انرژی مثبتی پخش کنند برای مخاطبانشان برای ادامه و برای درست نزدیک شدن به آینده. ملایمت به کار گرفتن خیلی از وقت­ها باعث کندی جریان­ها می­شود، باید جسور بود.

جنگ یکی از بزرگترین خاطراتی است که بین خیلی از مردم مشترک است تعریف کردن خاطره­ها قرار نیست مشکلی از ما کم کند باید دنبال راه­حل بود، در واقع این نمایشگاه را برای نسلی ارائه کردند که جنگ را با چشمان خود ندیدند مثل خود من، مسئله زمان ما، روانِ مردم است که تحت تأثیر جنگ قرار گرفت، جنگ بر عمق وجود مردم ریشه کرد. نشان دادن نذری درست کردن و جنازه ی یک آدم مانند نگاه کردن به سطح آب اقیانوس است، تبعات جنگ را باید ته اقیانوس جستجو کرد...

فکر من هم این است که برگزاری نمایشگاه در این موقع از سال و قبل از انتخابات و حتی بعد از نمایشگاه اخلاقی نمی تواند چیزی جز اعلام حضور باشد. 


لینک عکس های مجموعه "دومینو" :

http://silkroadartgallery.com/?ali-and-ramyar