زهره شریف نبی-ورودی87

10 عدد عکس رنگی که با اسلاید مربع عکاسی شده اند، مجموعه عکس "دومینو" را شکل می دهند. این مجموعه تصاویری شاید فراموش شده از جنگ و اثرات آن را نشان می دهد، و عکس ها بعنوان یادآوری کاربرد دارند. عنوان نمایشگاه "دومینو" نیز ما را یاد فرو ریختن می اندازد، کاری که جنگ با زندگی می کند.

 تمام عکس ها چیدمان و صحنه پردازی شده هستند، جز به جز تصویر با آگاهی کامل در عکس حضور یافته اند. علاوه بر عناصر تصویر، مدل ها و حتی نگاه آنها هم چیدمان شده است.

 کادر مربع، کادری ایستا و ساکن است. این انتخاب تا حدی از تحرک و هیجانات موجود در فعالیت درون عکس ها کاسته است، اما به خوبی توجه را به نقطه اصلی می کشاند. نورپردازی در عکس ها کاملا حساب شده است و حتی در فضاهای خارجی نیز از نور مصنوعی استفاده شده تا توجه بیننده بهتر به عناصر مورد نظر عکاس جلب شود. با وجود اینکه عکس ها از زندگی و اتفاقات روزمره ی آن هستند اما رنگ در آنها هیچ تاثیری ندارد و اکثرا به سمت تک رنگ شدگی می روند. تنها در 3 عکس است که ما رنگ آبی را روی دیوار ها می بینیم. رنگ لباس افراد نیز مشکی یا نزدیک به خاکستری است. در عکس اول که دختر بچه ای با روپوش مدرسه را نشان می دهد، باز هم رنگ صورتی لباس او شاد نیست و به همان خاکستری نزدیک تر است.

 نگاه هیچکدام از افراد حاضر در عکس به دوربین نیست، همه در فعالیت خود غرق شده اند. این نگاه سرد و بی حالت در چهره ها اولین نکته ی تکان دهنده در عکس ها است.

 استفاده از عناصری مانند هواپیمای جنگی در دست دختر بچه، چسب های ضربدری روی شیشه ها، بار سفر بستن و ویرانه های یک زندگی یادآور سال های جنگ هستند؛ اما سایر عناصری که دیده می شوند حاکی از زندگی در یک دوره زمانی مدرن هستند، زمانی که شاید منتظر جنگی جدید است. در عکس ها شاهد قشرهای مختلف اجتماعی هستیم ( کافه نشین ها، زنان خانه دار، تاجر آثار هنری، سرباز و ...)، تاثیری که جنگ روی زندگی هر کدام دارد بنا به طبقه و جنسیت می تواند متفاوت باشد.

 یکی ار عکس ها جمعی زنانه با گروه های مختلف سنی (از نوزاد تا مسن) را نشان می دهد که تا لحظاتی قبل در حال آماده کردن ظرف های شله زرد بوده اند، اما ناگهان اتفاقی رخ داده است. خورده شیشه هایی روی زمین ریخته اما شیشه ی پنجره هایی که چسب های ضربدری رویشان خورده کاملا سالم هستند. قسمتی از شله زردها روی زمین پخش شده است. در سمت راست خانم های جوان با کنجکاوی از پنجره  بیرون را نگاه می کنند، اما دو زن مسن نشسته روی صندلی هیچ اعتنایی به وضع پیش آمده ندارند. حتی حرکت آن خانمی که با دستش دختر بچه ی ترسیده را بغل کرده با بی خیالی همراه هست. برای این دو نفر اتفاق مهمی رخ نداده است.

 در عکس وانتی که وسایل زندگی پشت آن گذاشته شده است، علاوه بر سردی فضا که ته رنگ آبی آن را تشدید کرده، نگاه مرد نشسته پشت وانت نیز سرد و بی حالت است و مرد توان تصمیم گیری ندارد. مرد دیگری نیز با سیگار در دست بالای سر او ایستاده و نگاهش می کند. داخل وانت زنی نشسته است که بواسط ی نوری که در آن قسمت تابیده، توجه ما بین او و دو مرد تقسیم می شود. نگاه زن مضطرب و نگران است. پلاک ماشین(55 تهران) در جایی از کادر قرار گرفته که ناخودآگاه نگاه ما را جلب می کند. پاهای هر دو مرد در کادر این عکس قطع شده اند.

 وجود عوامل پارادوکسی نکته ی دیگر عکس های این مجموعه است. مثل عکس روی کیف دختربچه که عروسکی میان گل ها را نشان می دهد، با هواپیمای جنگی که در دست دختر قرار گرفته که هم اسباب بازی خشن محسوب می شود و هم پسرانه. یا عکسی که دفتر کار را نشان می دهد. دو مرد در پس زمینه مشغول چیدن کتاب ها در قفسه هستند و در جلو زنی بلند قامت و مقتدر در حال امر کردن به یک مرد کت و شلواری است. نگاه زن کاملا خیره و مستفیم است و نگاه مرد رو به پایین. زن با تحکم برگه ای در دست گرفته و مرد یک دستش روی شکم و دست دیگرش در جیب شلوار قرار دارد.

 تنها در یک عکس این مجموعه است که ما دیگر مردمان جنگ زده را نمی بینیم، بلکه فقط خود سربازها حضور دارند. نوع دید و نگاه نیز متفاوت است. در بقیه ی عکس ها نگاه ما به داخل بود اما اینجا به بیرون نگاه می کنیم. دو سرباز با یک سگ از پشت میله های پنجره به فضای به هم ریخته ی داخل اتاق نگاه می کنند.

 در تمام عکس ها شاهد حضور تعداد آدم ها ( حداقل دو نفر) هستیم، اما در عکس آخر که مردی را بین درختان خشک شده و ویرانه ای از وسایل زندگی نشان می دهد، مرد تنها و سردرگم است. ساختمان های هم شکل پشت سر او محکم باقی مانده اند اما او در ویرانه ای از خانه اش قدم می زند که هیچ اثری از خود چارچوب خانه دیده نمی شود، فقط مشتی وسایل در دود دیده می شوند. این عکس دلگرمی که کم و بیش در عکس های دیگر افراد در کنار هم داشتند را ندارد.

مجموعه ی "دومینو" با همین عکس به پایان می رسد. ضربه نهایی جنگ را در این عکس می توان دید. عده ای جان سالم به در می برند و تعدادی نیز با خاطراتشان تنها می مانند.


لینک عکس های مجموعه "دومینو" :

http://silkroadartgallery.com/?ali-and-ramyar