مهدی صادقی-ورودی89

  این  مجموعه از ۹ تصویر تشکیل شده است که فریم اول و آخر یکی هستند. اولین تصویر محیط یک دستشویی را تصویر می‌کند و فضای تصویر کاملا واقعگرایانه است. در تصویر دوم فضا تغییری بنیادی می‌کند , پایی بزرگتر از مقیاس واقعی میان دستشویی ظاهر می‌شود و اطمینان ما از واقعی بودن تصویر اول را به چالش می‌کشد. فضا دیگر واقعگرایانه نیست با این که همه المان‌های تصویر واقعی به نظر می‌رسند ولی نسبت‌ها رعایت نشده است. فضای این تصویر شبیه بعضی از آثار سورئال‌ها است. تصویر سوم نمای بازتر تصویر قبلی را نشان می‌دهد. صاحب پای تصویر دوم را می‌بینیم که خم شده است و انعکاس محیط در شیشه سمت راست دیده می‌شود. محیطی که در تصویر اول شبیه هر دستشویی دیگری بود با تصویر سوم تبدیل به یک ماکت کوچک یا شاید یک خانه اسباب‌بازی می‌شود. تصویر چهارم , تصویر قبل را که در یک کتاب چاپ شده نشان می‌دهد که کسی آن را به دست گرفته است. در تصویر پنجم و ششم تنها نما بازتر می‌شود. در تصویر هفتم , تصویر قبلی را قاب شده روی یک دیوار نشان می‌دهد. تصویر هشتم نمایی بازتر و تصویر نهم نقطه اوج اثر نشان می‌دهد که این قاب همان قابی است که در تصویر اول بالای دستشویی نصب شده بود.

 

   بعضی این آثار را سورئال می‌دانند و به روابط نامآنوس و تو در توی اثر اشاره دارند اما با وجود روابط غیر منطقی اثر مایکلز به هیچ وجه سورئال نیست , نه رابطه‌ای با خواب و ناخودآگاه دارد و نه تلاشی است برای نشان دادن واقعیتی فراتر, بلکه کاملا برعکس “واقعیت ادراک”ـ واقعی‌ترین و قابل اعتمادترین واقعیات ـ را هم به چالش می‌کشد. در این اثر مایکلز واقعیتی را نشان می‌دهد که هر بار با تصویر بعدی تغییر می‌کند و واقعیت (که شاید خاصیتش تغییر ناپذیریست) تصویر قبل را نقض می‌کند. مایکلز واقعیت را امری نسبی نشان می‌دهد که به سوژه نگاه وابسته است نه ابژه‌ی آن. با تغییر نقطه دید برداشت ما از واقعیت تغییر می‌کند و این واقعیات(؟) به صورت  علی به واقعیت غایی نمی‌رسند بلکه در آخر با زیرکی نقطه پایان به نقطه آغاز متصل می‌شود و خط روایت تبدیل به دایره می‌شود و دایره نماد نسبیت است.

 

   این اثرمرا به یاد “پلکان” اثر “موریس اشر” نقاش پاپ آرت می‌اندازد. پلکانی که پایین و بالا می‌روند و در نقطه آخر پایین‌ترین پله به بالا‌ترین پله وصل می‌شود که شاید حرکتی بی‌فایده است برای رسیدن به واقیتی واحد. “اشر” در اثر خود تنها ادراک بصری ما را به چالش می‌کشد اما مایکلز در سطحی بالاتر تمامی ادراکات ما را مورد سوال قرار میدهد. در “اشیا غریبه‌اند” واقعیت جای خود را به ‘واقعیات’ می‌دهد. اکنون واقعیت به نسبی‌ترین درجه خود می‌رسد. واقعیت مستقل و واحد از نظر او وجود ندارد. سوژه واقعیت را پدید می‌آورد و ما خود در مقام سوژه وارد اثر می‌شویم. خودمان را از پشت می‌بینیم که به “اشیا غریبه‌اند” خیره شده‌ایم . وارد دایره‌ی  مایکلز می‌شویم و واقعیت باز تغییر می‌کند.


لینک عکس های این مجموعه :

http://www.reframingphotography.com/content/duane-michals